
اگر دوست دارید زندگی نامه امام را مطالعه کنیدو خاطرات شنیدنی ایشان را بخوانید

اگر دوست دارید زندگی نامه امام را مطالعه کنیدو خاطرات شنیدنی ایشان را بخوانید
تاريخ نشان داده است هرجا که مسلمانان با اعتقاد به خدا و توکل به ياري او قدم در راه مبارزه گذاشتند و هرچه در توان داشتنند به ميدان کشاندند، پيروز شدند. اما هرجا تکيه بر تسليحات و ياري ديگران و عوامل مادي ديگر کردند و غرور ورزيدند، شکست خوردند.
جنگ بدر: سيصد و سيزده نفر تازه مسلمان به همراه پيامبر اعظم(ص) در مقابل بيش از نهصد نفر سپاه تا دندان مسلح کفار مکه که در شبهه جزيره عربستان ابرقدرت مطلق العنان اقتصادي و نظامي بود، به رويارويي برخاستند در حالي که فقط براي اجراي فرمان الاهي وارد ميدان شده بودند. نسبت جمعيت يک سوم و نسبت تجهيزات بسيار ناچيز.
جنگ بدر در گرفت و مسلمانان با ياري خداوند و با تاکتيک نظامي تسلط بر چاههاي بدر توانستند لشگر مکه را شکست دهند در حالي که فقط 14 تن از آنان شهيد شدند.
و خداوند شما را در بدر ياري کرد در حالي که شما ذليل و خوار بوديد، پس از خدا بترسيد شايد شکرگزار شويد.
آنگاه که به مومنان گفتي که آيا شما را کفايت نکرد آنکه خداوند سه هزار ملائکه را نازل کرده به سوي شما فرستاد؟ ( آل عمران – 123)
ياري رساندن فرشتگان الاهي در جنگ بدر و پيروزي شگفتانگيز مسلمانان يک واقعهي تاريخي است. خودباختگان در مقابل هِيمنهي امريکا امروز راهي جز اين ندارند که بياعتمادي و يا بهتر بگوييم بياعتقادي خود را به اين نصرت الاهي ظاهر کنند. نميشود کسي مسلمان واقعي باشد و به اين تاريخ ضبط شده و اين آيات کريمه ايمان نداشته و به نتيجه عملي آن که همانا نترسيدن از هيمنه و بزرگي دشمنان است پايبند نباشد. به راستي ما به کجا ميرويم؟
عدهاي روي سلاحهاي پيشرفتهاي که کشور در اين چند سال به دست آورده حساب ميکنند و ميگويند ايران ميتواند از پس امريکا و اسراييل بر آيد. عدهاي از آن طرف بام افتاده ميگويند ايران هرگز نميتواند در مقابل قدرت عظيم امريکا سربلند کرده و اساساً عددي محسوب نميشود.
سوال اساسي اين است: در اين ميان نقش ايمان به خدا، توکل و نصرت الاهي چيست؟ آيا کسي براي اين حقيقت بزرگ حسابي باز کرده است؟
ياري الاهي هرگز تخلف نکرده است و هرجا مومناني واقعي در تنگنا قرار گرفته و تمام تلاش خود را به کار بسته و از او نيز ياري جستند سبب پيروزي شده است.
اين يک مورد فقط مربوط به بدر بود. مگر در ساير جنگهاي پيامبر(ص) چنين نبود؟ و اساساً چگونه يک حرکت فرهنگي و انقلاب در عرض 23 سال کل شبهه جزيرهي عربستان را با همهي قدرتهاي ريز و درشتش تسخير کرد؟ و چگونه شد که در عرض حدود 40 سال دو امپراطوري بزرگ زمان خود (ايران و روم) را به شکستي مفتضحانه کشاند؟
آيا سپاه ايران از نظر تعداد، تجهيزات جنگي، سازمان رزمي، قدرت تاريخي و ساير مؤلفههاي قدرت چيزي کم داشت که نتوانست در مقابل سپاه اسلام بايستد؟
آيا ما در نهضت اسلاميمان در سال 1357 چيزي از ابزار قدرت مادي و نظامي در اختيار داشتيم که بر قدرت مسلط و بلامنازع شاه پيروز شديم؟
چه قدرتي بود که در طبس امريکا را به زمين زد؟
چه قدرتي بود که کودتاهاي نظامي پي در پي امريکا را در ايران به افتضاح کشاند؟
چه قدرتي بود که تحريمهاي اقتصادي و سياسي امريکا را در برابر ايران به شکست کشاند؟ آيا عراق به خاطر تحمل فقط 6سال اين تحريمها از پا در نيامد؟
و آن چيزي که امروز بايد از آن درس بگيريم پيروزي خرمشهر است.
خرمشهر با خاک يکسان شد تا موضعي براي مقاومت و جنگيدن نداشته باشد. اسماش را محمّره گذاشتند تا خيال همه را راحت کنند که ديگر پسدادني نيست. فتح خرمشهر در شرايطي انجام شد که هيچکس باور نميکرد حتا خود رزمندگان. صدام در تلويزيون عراق اعلام کرد اگر ايران محمّره را تسخير کند من کليد بصره را به آنها ميدهم، اما نداد! البته او در قضيهي فاو و جزاير مجنون و چندجاي ديگر هم اين قول را داد. فقط ايمان به خدا و اخلاص بود که طرحهاي نظامي قوي و تاکتيکهاي برتر را به نمايش گذاشت. قدرت ايمان و تفکر ايماني رزمندگان ايران، توانست طرحهاي شيطاني امريکا و شوروي را که از آستين صدام بيرون آمده بود شکست دهد و شهري را آزاد کند که از آن پس نماد مقاومت و پيروزي ملت ايران شناخته شد.